هر که رخسار تو بیند به گلستان نرودهر که درد تو کشد از پی درمان نرودآنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشستبه تماشای گل و لاله و ریحان نرودخضر اگر لعل روان بخش تو را دریابدبار دیگر به لب چشمه حیوان نرودگر نه امید لقای تو بود در جنّتهیچ عاشق به سوی روضه رضوان نرودمرد باید که ز شمشیر نگرداند رویگر نه از خانه همان به که به میدان نرودهوسم بود که در کیش غمت کشته شوملیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نروددر ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهادکه غمش تا به ابد از دل بریان نرودچند گفتی به هوس از پی دل چند رویعاشق دلشده چون از پی جانان نرودنعمتالله ز الطاف تو گوید سخنیعاشق آن است که جز در پی جانان نرودشاه نعمت الله ولی
برچسب:
نویسنده: نرگس کاشانی
تاريخ: يکشنبه
23 مهر
1402 ساعت: 18:02